تبليغاتX
·•ღܓܓܨ×عروســــــــــــــــــــک×ܓܓܨღ•·

·•ღܓܓܨ×عروســــــــــــــــــــک×ܓܓܨღ•·

..."تجربه به من اموخت" : که باوفاترین جفت های عالم کفش ها هستند

احساسی فقط برای تو ...

 

بی شک دلتنگی و تنهایی  و لحظه های عاشقانه ناب ترین  لحظه هایی را می سازند

که قلم را  یارای جولان بر عرصه کاغذ است ..

و من باز بر آن شدم تا از یک واژه آشنا برای  دلم بنویسم  :

احساس

نا ممکن است که احساس  خود را نسبت به تو  بتوانم با واژه ها بیان کنم ..

اینها سرشارترین احساساتی هستند که تا کنون داشته ام

با این همه هنگامی که میخواهم اینها را با تو بگویم یا بنویسم

واژه ها حتی نمیتوانند ذره ای  از  ژرفای احساساتم را بیان کنند

گرچه نمی توانم جوهر  این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم

میتوانم بگویم آنگاه که با توام چه احساسی دارم :

آنگاه که با تو ام  احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در  آسمان آبی پرواز می کند

آنگاه که با توام چون گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا میکند

آنگاه که با توام  چون امواج دریا هستم که توفنده و سرکش بر امواج دریا میکوبد

آنگاه که با توام گویی که هر چه زیباست ما را در بر گرفته است

اینها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است ...

تو همانی که همیشه به او اندیشیده ام ...

                                تو همانی که دوستت دارم

شاید واژه عشق را ساخته اند

تا احساس چنین عمیق و هزار سو را بیان کند

اما باز هم این واژه کافی نیست !

با این همه چون این واژه هنوز بهترین است 

بگذار بگویم و باز بگویم :

 

بیش از عشق بر  تو عاشقم  ...

 

[ ] [ ] [ ¸.•*´¨`*•مهســـــــــــا •.¸¸.•*´¨`*• ] [ ]


آرزوی وصال

 عشق  هدیه ای است جاودانی

و من چه عاجزانه افق های طلایی نگاهت را

با هزاران تمنا جستجو میکنم

و قصه تنهایی را در آسمان آبی نگاهت  در میان میگذارم

نسیم اشکی که در نگاهت موج میزند

بارانی از عشق بود برای باغ رویاهایم

و دلم چه بی قرار برای نگاه عاشقت می تپد ..

در  دل شبهای تاریک وجودم

 به جستجوی روشنایی وجودت میگردم

به  آفتابگردانی میمانم که هر روز صبح به امید آفتاب وجود تو سر از خواب بر میدارم ..

و خوب مبدانم گلبرگهای نازک وجودم  را

باد سرد خزان در هم فرو میریزد

و جوانه نا شکفته امیدم به دور از تو  میخشکند

اما با این اوصاف  میدانم

قلبم کوچکتر از آنی است  که ظرفیت خوبی های تو را داشته باشند

اما در سکوت پر از فریاد خود میگریم و میگویم

با همین قلب کوچک و به وسعت تمام  خوبی ها  و سادگی هایت

 

ღ·•ღ·•ღ دوستت دارم ღ·•ღ·•ღ

 

[ ] [ ] [ ¸.•*´¨`*•مهســـــــــــا •.¸¸.•*´¨`*• ] [ ]


این وبلاگ فقط برای عشقـــــــم به روز شد ..

دوستت دارم ..

 

 به هر جا که نگاه میکنم تو را میبینم 

تصوير تو تنها چيزيست که چشمهايم باور ميکند.

دستان لرزانم را دراز ميکنم تا صورت مهربانت را لمس کنم،

اما

تصويرت به يکباره محو ميشود و من به ياد مياورم که تو در کنار من نيستي.

 چشمانم را آرام ميبندم،صدايت در گوشم ميپيچد.

،طنين خنده هايت همه جا را پر ميکند.بي اختيار لبخند ميزنم،

ولي صدايت دورو دورتر ميشود و من به ياد مياورم

که باز هم تو نيستي و اين فقط خيال توست که مرا دنبال ميکند.

و چه شيرين است رؤيايي که رنگ از وجود تو ميگيرد.

دلم ميخواهد با تو کنار ساحل بنشينم،

سرم را روي شانه هاي مردانه ات بگذارم و امواج آبي کف آلود را نگاه کنم

 و به آواز امواج گوش بسپارم.دلم براي آرامش نيلگون امواج تنگ شده است.

دلم براي چشمهاي دريايي تو تنگ شده است.

براي امواج بي مهاباي نگاهت که بر دلم ميتازد و قلبم را از گرماي عشقت لبريز ميکند.

ديشب برايت از آسمان يک سبد ستاره چيده ام،

يک سبد نور، تا شبهايت بدون ستاره نماند.

مگر نميداني قحطي آمده است؟قحطي خورشيدو ماه و ستاره  ...

 

( دوستت دارم ای تنها امید زنده بودن من ... )

 

 

 

 

 

[ ] [ ] [ ¸.•*´¨`*•مهســـــــــــا •.¸¸.•*´¨`*• ] [ ]


این وبلاگ فقط برای عشـــــقم بروز شد ..

 

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم ...

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ...

تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ...


لمس  کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...

كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد


لمس کن گونه هایم را که خيس اشك  است و پُر شیار ...

لمس کن لحظه هایم را ...


تویی که می داني من چگونه عاشقت هستم٬

لمس کن این با تو نبودن ها را  ....


لمس کن  جای خالی دستان مهربانت را در صورتم  که  منتظر نوازش توست ...

بهترین عشق دنیای من تویی ...

[ ] [ ] [ ¸.•*´¨`*•مهســـــــــــا •.¸¸.•*´¨`*• ] [ ]